تبليغاتX
<-BlogTitle-> .: اشكي كه بي‌صداست، پشتي كه بي‌پناست، دستي كه بسته است، پايي كه خسته است، دل را كه عاشق است، حرفي كه صادق است، شعري كه بي‌بهاست، شرمي كه آشناست، دارايي من است ارزاني شماست :.
   

 

 

فهرست اصلي

صفحه اصلي

آدرس ايميل

آرشيو وبلاگ


پيوندها

شبستان من
پری کوچک
مهیا 85
اونیکه مدعی بود عاشقته
عاشقی بدجور دردیه
بهار اشعار
گل ارکیده
آموزش ترفندهای ویندوز
اشعه آبی
اشک لبخند
آچار فرانسه كامپيوتر
محسن پی سی
بی تو این باغ پر از پاییز است
دوستت دارم تا بینهایت(دختر ایرونی)
تکست و بیت های توپ(رپ)
ارزوهاي شيشه اي پرنسس كوچولو
هدف ( پسر غم )


نوشته‌هاي پيشين

بهمن 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385


طراح قالب

| M E H D I |


  RSS  

POWERED BY
B L O G F A

 

 

خداحافظ همین حالا ...

خدانگهدار

 

سلام

بی مقدمه بگم منم دیگه رفتنی شدم...

میگن اگه خداحافظی تو راهِ سلام نکن ولی خُب نشد...

میگن دوستی اتفاق ِ و جدایی قانون ، ولی نشد این قانون رو بشکنم...

من از اون دسته آدمایی ام که دیر میان و زود میخوان برن، این وبلاگ عمر زیادی نداشت ولی تو این مدت کم من با دوستای گلی آشنا شدم چه اونایی که تو لینک ها هستن و چه اونایی که فقط نظر میدادن...

ممنون از همتون که تو این مدت بهم سرمیزدین ...

شاید یه روزی دیر یا زود دوباره اومدم...

پس تا سلامی دوباره خداحافظ... .

 

 

 

 

غزل خون

عاشق و مجنونت شدم ...

نخونده مهمونت شدم ...

كـلى پرویشونت شدم ...

اما بازم نیومدی ...

قهوه فنجونت شدم ...

شمع تو شمعدونت شدم ...

خاك تو گلدونت شدم ...

اما بازم نیومدی ...

برف زمستونت شدم ...

رسوا و حیرونت شدم ...

چیك چیك ناودونت شدم ...

اما بازم نیومدی ...

آفتاب و بارونت شدم ...

اشكای قلتونت شدم ...

عطر گلابدونت شدم ...

اما بازم نیومدی ...

ماه تو اِیونت شدم ...

خراب و ویرونت شدم ...

گل گلستونت شدم ...

اما بازم نیومدی...

سه ماه تابستونت شدم ...

الوند و كارونت شدم ...

دشتای ایرونت شدم ...

اما بازم نیومدی...

دنا و هامونت شدم ...

نزدیكتر از جونت شدم ...

رگت شدم خونت شدم ...

اما بازم نیومدی ...

خادم و دربونت شدم ...

اسیر زندونت شدم ...

گلاب كاشونت شدم ...

اما بازم نیومدی ...

یه جوری مدیونت شدم ...

سنگ خیابونت شدم ...

راهی میدونت شدم ...

اما بازم نیومدی...

تو سختی آسونت شدم ...

تو دردا درمونت شدم ...

ناجی ِ پنهونت شدم ...

اما بازم نیومدی ...

لباس و سامونت شدم ...

سارق ایمونت شدم ...

چشمای گریونت شدم ...

اما بازم نیومدی...

لبای خندونت شدم ...

گشنه شدی نونت شدم ...

آب فراونت شدم ...

اما بازم نیومدی ...

همیشه ممنونت شدم ...

من نی ِ چوپونت شدم ...

آب تو بیابونت شدم ...

اما بازم نیومدی ...

شعرای ارزونت شدم ...

عمری غزل خونت شدم ...

تسلیم قانوت شدم ...

اما بازم نیومدی ...

كشته مژگونت شدم ...

هلاك چشمونت شدم ...

رفتم و قربونت شدم ...

اما بازم نیومدی ...

 

روز عشق

اینو بدون كه نمیتونم بگذرم از تو من،

بخاطر تو همیشه میگذرم از خودم

به تو میرسم و واسم مثل خونی تو رگهام،

بی تو شبم سرده مثل نوری تو شبهام

حتی توی نفسهام روی تو هست بام،

تو همه فصلام هست گل لبخند تو

توی دو دستام هست هنوز از عطر تو،

پرِ از عطر تو حتی شبهام

هست تو حرفام اسم تو همیشه با غم رو لبهام

بهت گفتم دوست دارم حتی اشكام

واسه تو میریزن تو هم هفت بار هشت بار

گفتی دوستم داری چرا حرف بوده فقط

مخصوص منن چشای ناز تو

عشق انبوه منم فدای تو ، چشات مال من بوده فقط

بازم اونی كه تو دل تو بد بوده منم

؟؟آخه چرا؟؟

اگه به من بگن كه عشق معنی كن اسم تو رو میگم آخه عشق منی تو

آره عشق منی امروز هم روز توست تنهام ولی همه جا پرِ بوی توست

آره پرِ از عطر تو حتی شبهام ، بدون تو من همون مرد تنهام

كه حتی فردام بی تو سیاه و تاره ، دل به رنج و غمها و گناه دچاره

؟؟آخه چرا؟؟

 

اما بازم نیومدی!!!

 

 

نوشته شده توسط ME(-)DI در شنبه هفتم مهر 1386 ساعت 9:52 موضوع: | لينک ثابت



 


.: خدا ميخونم با لب بستم   دارم مينويسم با دستاي خستم .:        :. چيزي نميگم و سر جام نشستم   چشم اميدمُ به دست تو بستم :.

T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y :     M E H D I